برچسب:
نویسنده: استخدام کار
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
برچسب: چند نکته برای سلامتی,چند نکته برای لاغر شدن,چند نکته برای تست زدن,چند نکته برای بدنسازی,چند نکته برای چاق شدن,چند نکته برای شاد زیستن,چند نکته برای درس خواندن,چند نکته برای آرامش,چند نکته برای زیبا شدن,چند نکته برای افزایش قد,
نویسنده: استخدام کار
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
اگر به هر دلیلی نیاز دارید که بدانید شکلکها (یا همان Emojiها) در سیستمعاملها و دستگاههای مختلف به چه صورت دیده میشوند، میتوانید به سایت EmojiPedia.org مراجعه کنید:

مثلاً میتوانید کلمه wink (به معنی چشمک زدن) را جستجو کنید و ببینید در حدود ۱۰ محیط مختلف این آیکون چطور طراحی شده.
یا میتوانید تمام آیکونهای یک محیط مثل اپل را دانلود کنید:
به این صفحه وارد شوید و بعد از لود کامل، صفحه را به طور کامل ذخیره کنید. در طراحی وب یا کارهای مشابه میتوانید از آنها استفاده کنید. البته فکر میکنم آیکونهای EmojiOne بیشتر با طراحی Flat متناسب باشد.
این هم از چیزهای مسخره دنیای کامپیوتر است! هر دستگاهی یک شکل و شمایل برای شما نشان میدهد! تصور کنید چقدر فرق است بین چشمکی که من در دستگاه اپل برای شما میفرستم و چشمک بیاحساسی که در دستگاه گوگل به شما میرسد! فکر میکنم باید تجدید نظری در این زمینه بشود... کار جالبی نیست که شکلکها با هم متفاوت باشند... اصلاً یکی از دلایلی که من به این سایت رسیدم این بود که برای یک نفر یکی از این آیکونها فرستادم و احساس کردم یک سوء تفاهمی رخ داده (خیلی «جدی» به دست آن شخص رسیده بود!). در این سایت نگاه کردم، دیدم انصافاً آن منظور من در آن شرایط در آیکون اپل احساس میشد اما در آندروید نه...
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
هر چند من از ابتدای ظهور شبکههای اجتماعی (که خیلی از کاربرها آن زمان اینترنت را تجربه نکرده بودند) نسبت به آنها خوشبین نبودم و الان بیشتر نیستم و استفاده نمیکردم و نمیکنم، اما به خاطر گروهی که همکلاسیهای دکترا راهاندازی کردند مجبور به نصب و استفاده از تلگرام شدم.
به نظر میرسد ایده تلگرام نسبت به بقیه شبکهها مفیدتر باشد. تلگرام باعث شده خیلی از خانوادهها که از هم دور بودند حالا در یک گروه خانوادگی با هم هر لحظه در ارتباط باشند و تبادل داده و نظر کنند. تلگرام بسیاری از همکلاسیها را در یک کلاس مجازی به طور دائم در کنار هم قرار داده. تلگرام در نشر سریع اخبار بسیار مؤثر بوده و خیلی مزایای دیگر...
هر چند پیشبینی میکنم تلگرام هم مانند فیسبوک و یاهو مسنجر و فرندفید و دهها نمونه دیگر خیلی زود از مود بیفتد (و حتی احتمال میدهم با این روالی که در پیش گرفته با حجم عظیم داده و هزینههای سنگین نگهداری آنها مواجه شود) اما به هر حال، فعلاً بر سر زبانهاست...
در کنار همه مزایایی که تلگرام دارد اما، معایبی هم دارد که به خصوص برای آنها که برای زندگیشان برنامهریزی دقیق دارند، یک گزینه خطرناک به حساب میآید. (مثلاً یکی از عیبهای آن که من در بین دانشجوهایم دیدهام، عادی شدن صحبت خودمانی و خطاب با فعل و ضمیر مفرد بین دختر و پسرهای جوان و مشکلات بعدی آن به خصوص مشکلات روحی آن است)
اما فکر میکنم بزرگترین عیبی که امثال تلگرام دارند و باید حواسمان به آن باشد، پراکندهخوانی است!
یعنی ساعتها وقت شما را میگیرند و شما همینطور مطالب کوتاه و غیرمرتبط را مطالعه میکنید و بعد، فکر میکنید مطالعه کردهاید (و اصلاً چشم شما خسته میشود) و طبیعتاً دیگر سراغ مطالعه کتاب دیگر یا دیدن دوره آموزشی دیگر نمیروید.

ببینید، قبول کنید یا نه، این نوع مطالعه یک نوع «سرخوشی موقت» است! شما صدها مطلب و صوت و ویدئوی کوتاه را هم که با این منوال مرور کنید، نهایتاً چیزی دستگیرتان نمیشود.
البته که بیتأثیر نیست اما من میخواهم بگویم ای کاش این تأثیر مثبت اندک وجود نمیداشت!
دقت کنید، یک مثال بزنم: یک نفر را تصور کنید که هر روز ده هزار تومان صدقه میدهد... بعد به سال خمسی که میرسد، به ذهنش میآید که من کلی مال در راه خدا دادهام، پس دیگر خمس ندادم مشکلی نیست! در حالی که ای کاش هیچ کدام از آن صدقهها را نمیداد و در عوض خمس میداد! چون صدقه یک چیز مستحب است اما خمس، واجب است! پس، شخص به خاطر آن صدقهی خوب از یک خوبترِ واجب بازماند!
حالا، مطالعه لازم است اما نه آن نوع مطالعهای که در تلگرام وجود دارد! مطالعه باید طبق یک سیر مطالعاتی و منظم باشد، نه هر چه به چشم انسان آمد!
شما اگر آن مطالعه تلگرامی را انجام ندهید خیلی بهتر است چون مثلاً بعد از یک هفته یا یک ماه مطالعه نکردن، از این وضعیت بدتان میآید و به این فکر میافتید که یک کتاب بگیرم و مطالعه کنم... و اینطوری حداقل یک کتاب را به طور منظم مطالعه میکنید اما اگر هر روز دو سه ساعت مطالب گروهها و کانالهای مختلف تلگرام را مطالعه کنید، چون از نظرِ خواندن، ارضا شدهاید دیگر سراغ مطالعه کتاب نمیروید.
مثلاً برادر من تا پارسال هر بار یک کتاب از من برمیداشت و مطالعه میکرد، اما از وقتی این تلگرام آمده او دائم وقتش را با آن پر میکند و دیگر سراغ مطالعه کتاب نمیرود!
ممکن است بگویید حوصله خواندن کتاب را ندارم، با تلگرام بیشتر حال میکنم! خوب، دورههای آموزشی ویدئویی در زمینههای مختلف در اینترنت پُر است. یکی را دانلود کنید و دوره ویدئویی ببینید. مثلاً من خودم بعد از اینکه دوره علوم اعصاب شناختی را تمام کردم، برای این یک هفته آینده برنامهریزی کردهام که دوره ویدئویی عکاسی دیجیتال دانشگاه هاروارد را ببینم. بعد از آن یک دوره در مورد Machine Leaing و به همین صورت... اصلاً کل سایت مکتبخونه را زدهام دانلود و دارم دورههای مفید آنرا جدا میکنم که به مرور مشاهده کنم.
یکی از دلایلی که در مطلب «پیشنهاد برای فارغ التحصیلان: در رشتههای دیگر تحصیل کنید!» گفتم که اگر اهل مطالعه هستید، در رشتههای دیگر و به طور رسمی تحصیل کنید، همین است. علاوه بر اینکه طبق یک سرفصل اصولی مطالعه میکنید، نهایتاً یک مدرک هم دارید که من این مباحث را به طور اصولی گذراندهام.
پس، لطفاً مراقب باشیم که خودمان را با مطالعه پراکنده که در تلگرام انجام میدهیم گول نزنیم و فکر نکنیم اهل مطالعه شدهایم! این نوع مطالعه شاید اگر نباشد بهتر باشد!
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
چند وقتی هست که سحرها دو سه صفحه از نهج البلاغه را میخوانم. با اینکه فعلاً فقط یک چهارم آنرا خواندهام اما از عظمت بیان امام علی (علیه السلام) آنقدر متعجب شدهام که بارها خودم را لعنت کردهام که چرا من به خودم اجازه میدادم پیش از این، به جای این کتاب انسانساز (بعد از قرآن)، کتاب دیگری را حتی نگاه کنم!؟
من نمیفهمم چرا اینقدر نهج البلاغه غریب است و حتی در محافل مذهبی ما چندان به مطالعه آن تشویق نمیشود!؟

باور کنید آنقدر جملات زیبا و عجیب انتخاب شده که انگار یک شاعر (هزاران برابر قویتر از حافظ) ساعتها فکر کرده تا جملات را کنار هم چیده و فراموش نکنیم که اینها خطبه است و امام، فیالبداهه بیان میکرده.
یعنی آنقدر جملات زیباست که من چند وقت پیش وقتی ترجمه فارسی آنرا بلند میخواندم، یک نفر که نزدیک من بود گفت: کتاب شعر میخونی؟
به هر حال، میخواهم در ادامه آن مطلب «چند جملهای درباره «دنیا»» که ظاهراً مورد استقبال کاربران بود، خطبه ۱۱۴ امام که درباره دنیا است و فکر میکنم یک شاهکار ادبی باشد را اینجا به عنوان نمونه قرار دهم که ببینید چقدر بیان ایشان جذاب است. (حدس میزنم مخاطبان امام یک گروه از ادبا بوده باشند که اینطور امام اوج گرفته) خواهش میکنم تا آخر و با دقت بخوانید و دقت کنید که چقدر بیان ایشان در همه خطبهها و به ویژه در این خطبه زیباست:
ستایش خداوند و شهادت بر یگانگی او
سپاس و ستایش خدایی را که حمد را به نعمتها پیوست، و نعمتها را با شکر قرین ساخت. او را بر نعمتهایش همانند بلایش سپاس میگوییم و از او میخواهیم تا بر این نفسهایی که در انجام آنچه امر شده سستی میکنند، و به آنچه نهی شده میشتابند ما را یاری رساند. از گناهانی که علمش بر آن محیط است، و کتابش آنرا برشمرده آمرزش میطلبیم. علمی کامل و کتابی که چیزی را فروگذار نکرده.
به او ایمان میآوریم ایمان کسی که غیبها را دیده، و به آنچه وعده داده شده واقف گشته، ایمانی که اخلاصش شرک را، و یقینش شک را از بین برده. و شهادت میدهیم که معبودی جز الله نیست. یگانه است و شریکی ندارد. و محمد (صلی الله و علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست. شهادتهایی که سخن را اوج میدهد و عمل را بالا میبرد. ترازویی که این دو شهادت را در آن مینهند سبک نگردد، و ترازویی که این دو را از آن برگیرند سنگین نشود.
سفارش به تقوا
بندگان خدا! شما را به تقوا و پروای از خدا سفارش میکنم، که توشهی سفر و پناهگاه است. توشهایست که به مقصد میرساند، و پناهگاهی است که از عذاب میرهاند، و شنوندهترین دعوتکنندگان به سوی آن فرا خوانده، و بهترین پذیرندگان، آن را پذیرفته. پس دعوتکننده به تقوا آنرا به گوش مردمان رسانده و پذیرندهاش رستگار گشته.
بندگان خدا! تقوای الهی اولیای خدا را از ارتکاب محرمات بازداشت، و دلشان را با ترس از خدا همراه ساخت، به گونهای که شبها بیدارشان میدارد و در گرمای روز به روزه وامیدارد، پس آسایش فردا را با رنج امروز، و سیرابی فردا را با تشنگی امروز به دست آوردند. مرگ را نزدیک شمردند و به عمل نیکو مبادرت ورزیدند. آرزو را دروغ دانستند و مرگ را در نظر آوردند.
وصف دنیا
دنیا سرای فنا و رنج و دگرگونیها و عبرتهاست. سرای فناست زیرا کمانش را کشیده، نه تیرش به خطا میرود، و نه جراحتهایش مداوا میگردد. زنده را با تیر مرگ و تندرست را با تیر بیماری، و نجاتیافته از سختی را با تیر سختی و هلاکت نشانه رفته است. خورندهایست که سیر نمیگردد و نوشندهای است که سیراب نمیشود. دنیا سرای رنج است، چون، انسان چیزی را گرد میآورد که نمیخورد و خانهای میسازد که در آن نمینشیند، پس از مدتی به سوی خداوند میرود در حالی که نه مالی بر میدارد و نه ساختمانی را با خود میبرد. دنیا سرای دگرگونی است، زیرا تو میبینی کسی که روزی مردم بر وی ترحّم میکردند دیگر روز بر او غبطه میخورند، و آن که بر وی غبطه میخورند پس از مدتی بر او ترحم میکنند. و این نیست مگر به سبب نعمتی که از میان رفته و رنجی که فرود آمده. دنیا سرای عبرت است، چون تو میبینی که انسان همین که به آرزویش نزدیک میشود ناگهان مرگ درمیرسد و رشته امیدش را میبُرد. پس نه به آرزویش میرسد، و نه رها میشود [تا به زندگی ادامه دهد]. سبحان الله! چه فریبنده است سرور و شادمانیاش، و چه عطشآور است سیرابیاش، و چه گرمازاست سایهاش! نه آنچه میآید بازگرداندنی است، و نه آنچه گذشته بازگشتنی است. سبحان الله! چه نزدیک است زنده به مرده به خاطر ملحق شدنش به او، و چه دور است مرده از زنده به خاطر جداییاش از او!
ارزیابی دنیا و آخرت
چیزی بدتر از شرّ نیست مگر کیفر و عقوبت آن، و چیزی بهتر از خیر نیست مگر پاداش و ثواب آن. هر چیز دنیا شنیدنش از دیدنش بزرگتر است، و هر چیز آخرت دیدنش از شنیدنش باعظمتتر است. پس باید شنیدن آن [از زبان پیامبران] شما را از دیدنش و خبر دادنِ آن، شما را از غیب کفایت کند. بدانید آنچه از دنیا بکاهد و به آخرت بیفزاید بهتر است از چیزی که از آخرت بکاهد و بر دنیا بیفزاید. بسا کسی که از او کاسته شده و سود برده، و بسا کسی که بر او فزوده شده ولی زیان دیده! آنچه به آن مأمورید وسیعتر از چیزی است که از آن نهی شدهاید، و آنچه برایتان حلال شده فزونتر از چیزی است که بر شما حرام گشته. پس اندک را رها کنید و فراوان را دریابید، و تنگنا را فروگذارید و به وسیع بپردازید.
روزی شما را خداوند بر عهده گرفته، و شما را به عمل فرمان داده. پس مبادا تلاشتان برای طلبِ روزیِ تضمینشده بیشتر از کوشش در عملی باشد که بر شما واجب گشته. اما به خدا سوگند شک در شما رخنه کرده، و یقینتان مخدوش شده، تا آنجا که گویا آنچه برایتان ضمانت شده بر شما واجب گشته، و آنچه بر شما واجب شده از عهده شما خارج گشته! پس به سوی عمل بشتابید، و از مرگِ ناگهانی بترسید، زیرا آن امیدی که به بازگشتِ روزیِ ازدسترفته است به بازگشت عمرِ سپریشده نیست! روزیای که امروز از دست رفته امید است که فردا افزون گردد، ولی عمری که دیروز سپری شد دیگر امروز باز نخواهد گشت. امید به چیزی است که میآید، و یأس از چیزی است که گذشته، «پس از خدا پروا کنید آنسان که در خور او است، و جز بر دین اسلام نمیرید!» (آل عمران / ۱۰۲)
نمیدانم شما متنی شیرینتر از این متن تا به حال خوانده بودید؟ من که به جز در قرآن، نخوانده بودم! (حالا اگر کسی به زبان عربی به طور کامل مسلط باشد و متن عربی را بخواند فکر میکنم دهها برابر به خاطر انتخاب کلمات همقافیه و موزون و عجیب لذت ببرد! حقا که ایشان قرآن ناطق بودهاند)
من قبل از شروع مطالعه نهج البلاغه، ترجمههای مختلف آنرا مرور کردم که بهترین را دست بگیرم. بلاشک بهترین ترجمه تا این لحظه از دکتر علی شیروانی است. یعنی واقعاً حق مطلب را ادا کردهاند. معادل بسیار خوبی برای همان کلمات موزون و تأثیرگذار امام انتخاب کردهاند و با نثر جالبی نوشتهاند که انگار انسان دارد یک رمان زیبا را میخواند.
من نهج البلاغهای که در پکیج عجیب و بسیار ارزشمند «گنجینه» است را دست گرفتهام. نمیدانم این پکیج گنجینه توسط چه تیم قدرتمندی آماده شده! از هر لحاظ که نگاه میکنی میبینی ذرهای کم نگذاشتهاند. بهترین ترجمهها، بهترین فونت، بهترین تایپ با بهترین علامتگذاری، بهترین جنس کاغذ و جلد، بهترین ... یعنی واقعاً ارزش دارد که انسان چند نسخه از این پکیج بگیرد و به دوستان و آشنایان هدیه بدهد. (همانطور که من از یکی از دوستان در این سایت هدیه گرفتم و با توجه به قیمت منصفانهای که دارد سعی میکنم هر کجا لازم باشد از این پکیج هدیه بدهم)
فکر میکنم به این کتاب عظیم جفا شده است! ما کلی دنبال کتاب اخلاقی و انسانساز میگردیم در حالی که این کتاب هر جملهاش Bold کردن دارد!
من در برنامهریزیهایم قرار دادم که اگر لیاقت بود، یک کار خوب در زمینه نهج البلاغه انجام دهم. (إن شاء الله) (مثلاً یکی از کارها که میشود انجام داد: ترجمه صوتی با لحن دکلمههای رادیو یا ساخت کلیپهای صوتی از خطبههای جذابتر)
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
ــــــــــــــــــــــــــــــ
* متن ترجمه با کمک Google Translate از روی کتاب خوانده شد و تقریباً ۸۰ درصد همه جملات تایپ شد و بعد اصلاح شد. تجربه خوبی بود... اگر حوصله تایپ یک متن را ندارید، با Google Chrome وارد Google Translate بشوید و روی دکمه میکروفون کلیک کنید و بخوانید تا گوگل به زیبایی و سرعت تایپ کند...
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
شاید دیده باشید که یک بچه که گریه میکند، به محض اینکه او را بغل مادرش میدهند ساکت میشود! احتمالاً از خودتان پرسیدهاید که مگر بچه در آن سنین مادرش را میشناسد؟
اگر این ویدئو را ببینید، متوجه میشوید که یک آزمایش EEG روی مغز بچهای که تازه متولد شده انجام شده است و نتیجه:

توضیحات ویدئو را اینجا قرار میدهم:
مشخص است که به طور عجیبی ۱۰۰ میلیثانیه پس از اینکه مادر بچه شروع به صحبت میکند، بچه او را شناسایی میکند! نشان به آن نشان که وقتی مادرش صحبت میکند، سمت چپ مغزش فعال میشود و وقتی یک زن غریبه (حتی شبیه به صدای مادرش!) صحبت میکند، سمت راست مغزش فعال میشود. اما جالب است که بعد از ۲۰۰ میلیثانیه محل پردازش مغز چندان فرق ندارد.
در زبانشناسی، انسان در ۱۰۰ میلیثانیه اول، فونولوژی یا آوای صدا (مجموعهای از لحن و تون و...) را تشخیص میدهد. نتیجه اینکه بچه در ۱۰۰ میلیثانیه اول از روی آوای صدا، مادر را شناسایی میکند اما بعد از آن دیگر به پردازشهایی میپردازد که ربطی به صدای مادر و غریبه ندارد. (مثلاً تلاش میکند بفهمد شخصی که صحبت میکند، چه میگوید...)
بچه از ۳۰ هفتگی (حدوداً ۷ ماهگی) در رحم مادر قدرت شنیدن را دارد.
منبع این صحبتها یک تحقیق در دانشگاه استنفورد است.
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
این روزها وقتی میگویند یکی حافظ قرآن است، ما فکر میکنیم او این کار را برای گرفتن جایزههای مسابقات قرآن یا مزایای مادی دیگر انجام داده! بنابراین، در درون خودمان ارزشی برای این کار قائل نیستیم. فکر میکنیم میشد آن وقتی که برای حفظ قرآن گذاشت را برای کار بهتری صرف کرد!
ابتدا این کلیپ چند دقیقهای را مشاهده کنید:
http://download.aftab.cc/video/psychology/priming.mp4
همانطور که مشاهده میکنید، آقای دکتر، درباره مفهومی با عنوان Priming در روانشناسی صحبت میکنند. (مدخل ویکی پدیا در مورد کلمه Priming)
این آزمایش که در اوائل دهه ۱۹۷۰ توسط Meyer و Schvaneveldt مطرح شد، نشان میدهد که:
People were faster in deciding that a string of letters is a word when the word followed an associatively or semantically related word. For example, NURSE is recognized more quickly following DOCTOR than following BREAD.
افراد در تشخیص اینکه یک رشته از حروف که بعد از یک کلمهی مرتبط با آن (چه ارتباط معنایی و چه ارتباط همآیی) میآید، چه کلمهای است، سریعتر عمل میکنند. مثلاً کلمه Nurse (به معنی پرستار) اگر بعد از کلمه Doctor (به معنی پزشک) بیاید، سریعتر از حالتی خوانده میشود که بعد از کلمه Bread (به معنی نان) بیاید.
بعدها این ایده در زمینههای مختلف آزمایش شد و بسیار توسعه داده شد.
همانطور که در ویدئو بیان شد، به این صورت هم انجام شده که به شخص یک سری کلمات مرتبط با دین و اخلاق نمایش میدهند و مثلاً از او میخواهند تعداد حروف آنها را بشمارد (یعنی اصلاً لو نمیدهند که روی این کلمات دقت کن و مثلاً درس اخلاقی از آنها بگیر! دقیقاً کاری که ما در بازی «TypeIt» [و همه بازیهایمان] با کاربر کردیم! اگر دقت کنید هر چند قرار است شما تست تایپ بدهید اما ما با نمایش کلماتی مانند انسانیت، صداقت، خدا و ... ذهن شما را برای تصمیمگیریهای آینده زندگی به نوعی Prime میکنیم) و بعد از او میخواهند در یک تست که نیاز به تصمیمگیری اخلاقی دارد شرکت کند، میبینند او گزینههایی را انتخاب میکند که با آن آمادهسازی مرتبط است (یعنی مثلاً در پاسخ به این سؤال که «ترجیح میدهی آزادیهایت در دنیا کمی محدود شود و سپس در آخرت آزاد و متنعم باشی یا در دنیا آزاد باشی و آخرت هر چه پیش آمد؟» او، چون با کلماتی مثل «آخرت» و «پاداش» و... Prime شده، اولی را انتخاب میکند؛ هر چند که ممکن است تا پیش از آزمون اهل هیچ نوع قید و بندی نبوده باشد و برعکسِ آن هم هست. یعنی حتی یک آدمی که کمی قید و بند دارد را اگر با کلمات منفی پرایم کنید، میبینید در یک آزمون اخلاقی، گزینههای منفی را انتخاب کرد!)
قطعاً با من موافقید که این دنیا (به ویژه این روزها که واقعاً دینداری سخت شده) پر است از دوراهیهایی که یک راه آن سعادت است و یک راه آن شقاوت و شما به محض رسیدن به آن دوراهی رسیدید باید سریعاً راه سعادت را انتخاب کنید وگرنه دیر میشود و شیطان از این تعلل استفاده میکند و شما را به راه شقاوت میکشد. اگر این را قبول داشته باشید، سؤالتان این است که چطور میشود سرعت انتخاب راه سعادت را بالا برد؟
طبق ایدهی مطرح شده در این مطلب، شما برای اینکه به محض مواجه شدن با یک دو راهی که یک راه آن الهی و یک راه آن شیطانی است، به سرعت راه الهی را انتخاب کنید، باید خودتان را Prime یا آمادهسازی کنید و چه آمادهسازیای بهتر از آیات قرآن؟ کسی که فقط چند کلمهی مذهبی را میشنود، روی تست بعدیاش تأثیر میگذارد، حالا تصور کنید یک نفر قرآن را حفظ باشد! قطعاً تمام تصمیمگیریهای او تحت تأثیر قرآن خواهد بود.
دقت کنید: من با استفاده از ترفندی که در مطلب «یک روش ساده برای حفظ قرآن» در سال ۹۱ گفتم، بدون اینکه قصد جدی برای حفظ کردن قرآن داشته باشم، الحمد لله تا این لحظه علاوه بر جزء ۳۰ که ۵۶۴ آیه دارد، سورههای واقعه، ص، الرحمن، قیامه، انسان، جمعه، ملک، فاطر و مدثر را حفظ کردهام (مجموعاً قریب به ۱۵۰۰ آیه از قرآن؛ یعنی حدوداً یک پنجم قرآن / و تازه دارم به این نتیجه میرسم که چقدر حفظ کردن قرآن آسان و راحت بوده و من فکر میکردم غولی است!).

باور نمیکنید بعد از حفظ این سورهها چقدر تصمیمگیریهایم در دو راهیهای دین و دنیا تحت تأثیر آیات قرآن بوده!
- به محض اینکه میخواهید کمفروشی کنید (مثلاً من در تدریس کم بگذارم یا در کارهای دیگرم) آیات سوره مطففین در گوشتان زمزمه میشود: ویلٌ للمطففین! الذین اذا اکتالوا علی الناس یستوفون و اذا کالوهم او وزنوهم یُخسرون (وای بر کمفروشان! آنها که اگر بخواهند چیزی از مردم بگیرند، تمام میستانند اما وقتی بخواهند چیزی به مردم بدهند، کم دهند... و آیات بعد از اینها که انسان را میلرزاند!)
- به محض اینکه میخواهید نگاه حرام داشته باشید، در برابر گناه، صبر میکنید و آن آیه سوره انسان به ذهنتان میآید: و جزاهم بما صَبَروا جنةً و حریراً (و پاداش صبرشان، بهشت و حریر است...)
- به محض اینکه میخواهید کسی را مسخره کنید، آیات سوره همزه به ذهنتان میآید: ویلٌ لِکلِ هُمزةٍ لُمزة! (وای بر هر عیبجوی مسخرهکننده!)
- به محض اینکه میخواهید در خفا گناه کنید، آیات سوره الرحمن به ذهنتان میآید و بدنتان از آن روز میلرزد که: فَیَومَئذٍ لا یُسئل عن ذنبه انسٌ و لا جان / یُعرفُ المجرمونَ بِسیماهم، فیُأخذُ بالنواصی والاقدام! (روزی که از هیچ انس و جنی درباره گناهش پرسیده نمیشود [چون] همه گناهکاران از روی چهرهشان شناخته میشوند! از پیشانی و پاهاشان گرفته میشود و آنها را به سمت جهنم میکشند...)
- به محض اینکه میخواهید زیادی در دنیا غرق شوید و تمام تلاشتان شده دنیا، آن آیات شیرین سوره الرحمن به ذهنتان میآید: کلًّ مَن علیها فان و یَبقی وجهُ ربک ذوالجلال و الاکرام (همه چیز به جز جلوه پروردگار باشکوهت، فانی هستند)
- به محض اینکه یک چیزی در دنیا به دست میآوری و غرور میگیردت، آیات سوره فاطر را مرور میکنی: یا ایها الناس! إنَّ وعدَ اللهِ حقٌ! فلا تغرنکم الحیاة الدنیا و لا یغرنکم بالله الغرور! (ای مردم! وعده خدا حق است! نکند دنیا شما را فریب دهد و غرور شما را بگیرد!)
و صدها آیه دیگر که هر کدام در یک دو راهی به ذهنتان میآید و شما را در تصمیمگیری برای رفتن به مسیر حق، استوارتر میکند!
اگر شروع به حفظ قرآن کنید، به مرور خواهید فهمید که دیگر این شما نیستید که تصمیم میگیرید، بلکه قرآن (یعنی خدا) است که برای شما تصمیم میگیرد و چه هادیای بهتر از خدا؟
تأکید میکنم که لازم نیست تصمیم به حفظ قرآن بگیرید! فقط صبورانه، آن ترفندی که در این مطلب گفتم را پی بگیرید... خواهید دید که مثل من بعد از ۴ سال، ناخواسته و فقط با تکرار، سورهها را یکی یکی حفظ میشوید و بسیار عجیب و جالب است که هر چه بیشتر حفظ میکنید، حفظ کردن سورههای بعدی برایتان بسیار آسانتر خواهد بود! (فقط نکتهای که باید دقت کنید این است که حفظ کردن بدون دانستن و توجه به معنی ممکن است فایده کامل را نداشته باشد...)
امیدوارم یک روز به من ایمیل بزنید و بگویید که توانستید سوره واقعه را با آن ترفند حفظ کنید و حالا رفتهاید سراغ سورههای بعدی...
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
Paul Grice فیلسوف تحلیل زبانی انگلیسی، چهره اساسی و اصلی فلسفه آکسفورد پس از جنگ است. تأثیر وی بر گسترش فلسفه تحلیلی غیرقابل انکار است.
یکی از نظرات جالب او چهار اصل در معاشرت است که با عنوان Cooperative principle شناخته میشود و دانشجویان زبان در درس «زبانشناسی» آنها را به عنوان چهار اصل برای مکالمه و ارتباط کلامی با دیگران مرور میکنند.
بد نیست این چهار اصل را با هم مرور کنیم، هر چند ساده و کوتاه است، اما رعایت آنها انسان را در مکالمه و حتی نوشتار موفقتر میکند. خیلیها را دیدهام که یک نکته از این نکات را رعایت نمیکنند و کلاً صحبتهایشان بیارزش میشود. مثلاً قاعده اول چقدر مهم است! اگر شما فقط یک جمله نامعتبر بگویید، ممکن است تمام صحبتهای شما از اعتبار خارج شود.
قاعده اصلی: مشارکت و تعامل معتبر با دیگران داشته باشید.
قواعد فرعی:
۱- چیزی که فکر میکنید غلط است را نگویید.
۲- چیزی که برای آن گواه و شاهد کافی ندارید، نگویید.
۱- مشارکت خود را فقط تا حدی که لازم است، انجام دهید.
۲- بیش از مقداری که لازم است، اطلاعات ندهید. (نه به خاطر مخفیکاری و... بلکه به خاطر جلوگیری از مشکلاتی که رودهدرازی ایجاد میکند)
۱- پراکنده صحبت نکنید.
۲- مرتبط و منسجم صحبت کنید.
قاعده اصلی: شفاف باشید!
قواعد فرعی:
۱- از عبارات دوپهلو استفاده نکنید.
۲- مبهم صحبت نکنید.
۳- کوتاه صحبت کنید. (از رودهدرازیهای غیرضروری دوری کنید)
۴- منظم باشید (نوبت صحبت را رعایت کنید).
اگر کسی توانست این ترجمهها را به مقاله انگلیسیاش در ویکیپدیا اضافه کند که جای ترجمه فارسیاش خالی نباشد.
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
بلاشک WikiPedia یکی از بزرگترین و بهترین ابتکارات بشر بود. سایتی که میلیونها entry (مَدخل، لغت) دارد به طوریکه جدیدترین و جزئیترین مسائل نیز در آن مدخلهایی دارد و توضیحات قابل قبولی داده شده است.
اما اگر شما یک پژوهش در پیش داشته باشید، مثلاً بخواهید برای پایاننامه کارشناسی یا ارشد یا دکترای خود در مورد یک موضوع خاص هر چه در WikiPedia هست را جمعآوری کنید، ممکن است وسط آن همه مطلب گم شوید! چطور میخواهید صفحات مختلفی که مرور کردهاید و پسندیدهاید را جایی نگه دارید و آنها را سازماندهی کنید؟
امکان Book Creator امکان جالبی است که جدیداً به ویکیپیدیا اضافه شده و میتواند کار پژوهش را بسیار ساده و لذتبخش کند.

مثلاً فرض کنید میخواهید در مورد Font یک کتاب تهیه کنید (کاری که یکی از دانشجویان ما به عنوان پایاننامهاش در حال انجام آن است و بانی نوشتن این مطلب شد) فقط کافیست کلمه Font را در ویکیپدیا جستجو کنید و در سمت چپ روی لینک Create a book کلیک کنید! با این کار ساخت کتاب شروع میشود. حالا شروع به مطالعه یا مشاهده مقالات مختلف کنید، و هر کدام را که خواستید در کتابتان باشد، در بالای صفحه روی Add this page to your book کلیک کنید:

همینطور ادامه دهید و هر مقالهای که فکر میکنید باید در کتاب یا پایاننامه شما باشد را مشاهده و روی این لینک کلیک کنید...
نهایتاً روی Show book کلیک کنید تا لیست و لینک تمام مقالات را ببینید و شروع کنید برای کتاب خود Chapter (فصل) ایجاد کنید (مثلاً: مقدمه، تاریخچه، مفاهیم، آینده و...) و مقالات مربوط به هر فصل را به زیر آن فصل بکشید...

و نهایتاُ فرمت خروجی (PDF یا متن ساده: txt) را انتخاب کنید و کتاب خود را Download کنید!
اگر به صورت PDF دانلود کنید، کتابی با رعایت تمام اصول برای شما تهیه میکند که خودتان باور نکنید که چنین کتابی را شما تهیه کردهاید!!
حتی میتوانید آنرا به انتشارات ویکیپدیا (PediaPress) بدهید که برایتان نسخه چاپیاش را تهیه کند. (البته برای خارجیها خوب است)
خوشبختانه فارسی را بهتر از انگلیسی پشتیبانی میکند! مثلاً کتابی که من در چند ثانیه و برای تست ساختم را ببینید چقدر جالب شد: فونت
این امکان در سطح ارشد و دکترا، بیشتر برای جمعآوری مطالب انگلیسی و تهیه یک سناریو و مثلاً ارسال مطالب برای ترجمه مناسب است اما در سطح کارشناسی و پایینتر انصافاً میتواند یک پایاننامه را در چند دقیقه تهیه کند!! (البته اگر مدرس خودش اینکاره نباشد و لو نرود!!)
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
در تعریف حافظه کاری (یا حافظه پویا یا حافظه فعال) یا Working Memory گفتهاند:
حافظه فعال، کارکرد شناختی میباشد که مسؤول حفظ اطلاعات آنی، دستکاری و استفاده از آن در تفکر است. روشی است که شما چیزهایی که با آنها روبهرو میشوید را به بخشهایی از مغزتان که میتواند اقدام کند محول میکنید. به این ترتیب، حافظه فعال، برای متمرکز ماندن بر روی یک کار، جلوگیری از حواسپرتی، و بهروز نگه داشتن شما و آگاه کردن شما در مورد آنچه که در اطراف شما میگذرد ضروری است.
برای مثال: کودکانی که در مهارتهای حافظهی کاری مشکل دارند، اغلب در بهیادآوری دستورالعمل معلمان، به یادآوری قوانین یک بازی، یا انجام وظایف دیگری که شامل فراخوانی اطلاعات مهم میباشد با مشکل مواجه خواهند بود.
استفاده از حافظه فعال به طور مداوم در زندگی روزمره به ما برای کارآمد و مؤثر بودن در دانشگاه، حرفه و اجتماع کمک میکند.
پیشنهاد میکنم اطلاعات بیشتر درباره حافظه فعال را در این مطلب دنبال کنید (به ویژه جدول جالب آن در انتهای مطلب را ببینید):
برای تست حافظه کاری، روشهای مختلفی وجود دارد که یکی از آنها n-back است. در روش n-back هر بار یک شرایطی (مثلاً یک عکس یا یک خانهی روشن از یک جدول یا یک صدای خاص) به شما نمایش داده میشود و از شما خواسته میشود که اگر این شرایط برابر با شرایط مربوط به دو مرحله قبل بود روی یک دکمه کلیک کنید در این حالت اسم این تست میشود 2-back) و یا در مراحل بالاتر، اگر شرایط با شرایط سه مرحله قبل یا چهار مرحله قبل... برابر بود اعلام کنید. (که البته از 3-back به بعد واقعاً آزمون سخت میشود)

به هر حال، اگر میخواهید حافظه پویای خود را تست کنید و ببینید تمرکزتان روی سوژههای زندگی چقدر است، میتوانید این بازی را انجام دهید:
ابتدا در سایت ثبتنام کنید و سپس بازی کنید که رکورد شما ثبت شود و بتوانید رکوردتان را با دیگران مقایسه کنید...
بررسی کنید ببینید تا چند back میتوانید پیش بروید؟ مثلاً اگر کسی بتواند از 3-back بالاتر برود (یعنی مثلاً درصدی بالای ۷۵ درصد بگیرد)، خیلی کسی است!!
اگر خیلی زرنگ بودید، همان تست را به صورت Dual انجام دهید: Jaeggi-Buschkuehl dual n-back task
فکر میکنم یکی از تستهایی که باید از مدرسین و سخنرانها گرفته شود، همین تست است! اگر شخص در این تست موفق نباشد، یعنی رشته کلام از دستش خارج میشود! مثلاً با بحث «جهنم» شروع میکند و به قیمت میوه و... ختم میکند.
من گاهی در تدریس، چندین زیرشاخه باز میکنم و بعد یک دفعه از دانشجوها میپرسم: از کجا وارد این بحث شدیم؟ خوشبختانه فعلاً خودم اگر ده زیرشاخه هم که داخل بروم، اولین زیرشاحه فراموشم نمیشود اما میبینم مثلاً از بین ۲۰ دانشجو فقط یکی دو نفر میتوانند بگویند بحث اصلی چه بود!؟
یا مثلاً در نویسندگی، اگر این تست با موفقیت پاس نشود، شما میبینید در جملات طولانی، فعل آخر جمله که نویسنده انتخاب کرده با فاعل ابتدای جمله نمیخواند! چون او فراموش کرده که در ابتدای جمله با چندم شخص شروع کرده که در انتهای جمله فعل متناسب با آنرا انتخاب کند.
به هر حال، نویسنده و سخنران قوی باید n-back قویای داشته باشد.
در سایت cognitivefun..net گشتی بزنید، بازیهای جالبی درباره تست هوش دارد.
مثلاً در این بازی شما زمان Reaction خود را تست میکنید! به محض دیدن گوی سبز روی آن کلیک کنید و ببینید چقدر سریع این کار را انجام میدهید؟
یا در این بازی باید رنگی که مشاهده میکنید (بدون توجه به نام رنگ) را با فشردن کلید حرف اول نام آن رنگ مشخص کنید. مثلاً اگر رنگ قرمز را دیدید سریعاً r را فشار دهید...)
یا در این بازی سرعت شمارش خود را تست کنید. به محض دیدن گویها تعداد آنها را با فشردن کلید آن عدد بیان کنید...
تستهای جالبی دارد! انتهای این آدرس، شماره را افزایش دهید و تستهای مختلفش را (تا 25) ببینید:
http://cognitivefun.net/test/7
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
گاهی از برخی دانشجوها یا افرادی که برمیخورم میپرسم: فتوشاپ بلدی؟ میگوید: بله. بعد مثلاً میپرسم برای طراحی یک بنر تبلیغاتی باید رزولوشن را چقدر وارد کرد؟ چرا؟ مود رنگی CMYK و HSB و... چطور عمل میکنند و چه مواقع باید انتخاب شوند؟ یا Smart Object در فتوشاپ چیست؟ Smart Filter چیست؟
میبینم هیچ کدام از سؤالات را نمیتوانند پاسخ بدهند در حالی که من فکر میکنم کسی که این مباحث و دهها مبحث جذاب دیگر که در فتوشاپ وجود دارد را نداند، هیچ لذتی از کار با فتوشاپ نمیبرد و نمیشود گفت او فتوشاپ را بلد است.
به هر حال، یکی از مباحثی که در دورههای فتوشاپ پیشرفته مطرح کردیم (و من پیشنهاد میکنم برای لذت بردن از کار با فتوشاپ و کلاً لذت بردن از مباحث گرافیکی، هر دو دوره مقدماتی و پیشرفته فتوشاپ را تهیه و با دقت تماشا کنید)، مبحثی است با عنوان «مود رنگی HSB»
در یک ربع ابتدای جلسه دهم از این دوره درباره چرخ رنگ و معجزات جالبی که دارد صحبت کردهام که آنرا در این مطلب برای دانلود قرار میدهم. بعد از دیدن این ویدئو میتوانید به این سؤالات پاسخ دهید:
- چطور میفهمند خورشید از چه موادی تشکیل شده است؟
- اگر یک ماده به شما بدهند و بخواهند تشخیص دهید که این ماده چیست، چطور میتوانید تشخیص دهید که چه مادهای است؟ در حقیقت اثر انگشت مواد چیست؟
- چرخ رنگ که در همه نرمافزارهای گرافیکی مشاهده میشود چیست و این طیف رنگی از کجا آمده؟
- جریان این رنگهایی که با عبور نور خورشید از منشور دیده میشود چیست؟
- و نهایتاً راز این خطهای سیاه بین رنگینکمان منشور چیست:

برای دانلود این ویدئو با حجم ۲۷ مگابایت و با فرمت 7z روی لینک زیر کلیک کنید:
بعد از دیدن ویدئو به این فکر کنید که خداوند معجزاتش را کجاها مخفی کرده است!؟ تصور کنید: نور خورشید را از یک منشور عبور دهید، در رنگینکمانی که ایجاد میشود یک سری خطهای سیاه است، این خطها را بررسی کنید و به این نتیجه برسید که این خطها Finger Tip یا اثر انگشت مواد تشکیل دهندهی شیئای که میسوزد هستند!!! بعد این کمان رنگ را بچرخانید تا چرخ رنگ تشکیل شود و خودش باز یک سری معجزه دیگر... بخشی از معجزات چرخ رنگ را هم من در این ویدئو اشاره نکردهام ما میتوانید در جزوه «محیطهای چند رسانهای» در بخش «هارمونی رنگها» ببینید که این چرخ رنگ چه کمکی به انتخاب رنگ مناسب برای طرحهای شما میکند...
حالا تصور کنید مثلاً صد سال بعد یک نفر نور خورشید را به جای منشور، از یک شیئ دیگر عبور میدهد، یک خروار شگفتی دیگر کشف میشود!
به هر حال، بیشتر تمایل دارم که شما نسبت به پدیدههای اطرافتان حساس شوید و با نگاه علمی به آنها نگاه کنید و از سادهترین پدیدهها هم لذت ببرید...
دانشجوهایم میدانند که من یک منشور در کیف جادوییام(! که هر چیز آموزشی در آن پیدا میشود و در همه کلاسها همراهم هست و به تناسب بحث یک خرگوشی چیزی از داخلش درمیآورم) دارم که اگر بحث طیف رنگی و امثالهم پیش بیاید باید برویم وسط حیاط دانشگاه و نور خورشید را از داخل آن عبور بدهیم و ببینیم که این طیف ایجاد میشود، بعد برگردیم و این مستند را ببینیم و من توضیح بدهم جریان چیست...
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
منوچهر: احسنت.حقیقتاً همینطوره که فرمودیندر مطلب: چند جملهای درباره «دنیا»
وندا: دقیقاااا
منم الان سال سومم و درسم دوران دبیرستان عالی و رتبم هم زیر 500شد
ولی... الان خیلی از درسا رو دوست ندارم:(( و جرات برگشتن هم ندارم متاسفانه
منتظرم لیسانسم... در مطلب: خانم ها در چه رشته هایی موفق تر هستند؟ آقایان در چه رشتههایی؟ (به ویژه در زمینه کامپیوتر)
وندا: خیلی عالی بود
من آی تی میخونم و این تفاوتهایی که گفتید رو به وضوح سر کلاسها دیدم
وقتی پسرا با استاد سر کلاس بحث میکنن بعضی دخترا حوصله شون سر میره و باهم حرف میزن... در مطلب: خانم ها در چه رشته هایی موفق تر هستند؟ آقایان در چه رشتههایی؟ (به ویژه در زمینه کامپیوتر)
روزبه: عالی بود رفیق
ممنونم در مطلب: چگونه نام یک مکان را به Google Earth اضافه کنیم؟
نویده رجبی: سلام عه تو ام!!! منم این ۳ساله نابود شدم پشت کنکور و الان اومدم ی سرچ کنم راجع ب دانشگاه ک دگ برم آی تی علمی کاربردی تهران()دنبال اینم ببینم خوابگاه داره:جایی خلاص شم بع�... در مطلب: کدام دانشگاه بروم؟ دولتی؟ آزاد؟ علمی-کاربردی؟ غیرانتفاعی؟
mohamad: با سالم خدمت دوست عزیزم. ببخشید که مزاحم وقت باارزش میشم.ممنون میشم ایمیل منو آقاسعید جواب بدین.بنده یه دختر سه ساله دارم که مشگل گلوش بدجوری من و همسرم رو درگیر خودش �... در مطلب: معضلی به نام « قاریق بچه »!
علی: خیلی عالی بود.اطلاعات خوبی به من دادین در مطلب: دوره دکترا چند ترم است؟ چند درس دارد؟ (نکاتی در مورد دکترا)
: قسمت می دم به حضرت عباس این کار رو نکن که بیچاره می شی.همون پراید سگش می ارزه در مطلب: ماشین بخریم یا نخریم؟ (تجربیات من در مورد خرید ماشین)
فرهاد: دکتر عزیز!مشکلات اکثر این بیماران(نظیر من) وجود جسم خارجی در ابتدای مری،پس ازانتهای زبان بوده نه در مسیر آن. فرورفتن استخوان ماهی یا مرغ و خارج شدن آن با سرفه های شدید ... در مطلب: معضلی به نام « قاریق بچه »!
ami: سلام خسه نباشید بند میخواستم تو کلاس برنامه نویسی شرکت کنم بننظرتون لبتاب مک mjy32 اپل برای برنامه نویسی خوب هست یا خیر. یه چندتا وال در رابطه با برنامه نویسی داشتم اگه... در مطلب: لپ تاپ اپل (MacBook) بخریم یا نخریم؟ (تجربه من از خرید مک بوک)
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
یادتان هست سال ۸۷ (هشت سال پیش!) این مطلب را ارسال کرده بودم؟ «معضلی به نام « قاریق بچه »!» آن مطلب یکی از مفیدترین و پربازدیدترین مطالب سایت بود و فکر میکنم خیلی از پدر و مادرها از نکات آن بهره بردند و فرزندانشان را از این مصیبت نجات دادهاند.
در آن مطلب، خواهرزاده ما بانی خیر شد، حالا این مطلب هم به واسطه او نگارش میشود:
حدود ۲۰ سال پیش در پارک محله، یک درخت را از جا در آورده بودند که به خاطر آن یک چاله ایجاد شده بود، من حواسم نبود، یک دفعه پایم افتاد داخل این چاله و پیچ خورد و یادم هست که با کمک بچهها خودم را به خانه رساندم...
همانطور که در مطلب «با روانشناسی، پای دررفته جا نمیافته!» گفته بودم، ما یک مادر داریم که متأسفانه یک مشکل بزرگ دارد و آن مشکل بزرگ به ما بچهها هم منتقل شده و آن اینکه: شما اگر جلو او در حال مرگ هم باشید، او جدی نمیگیرد و سعی میکند با «تلقین» شما را قانع کند که هیچ کارتان نیست! این اعتقاد هر چند گاهی در زندگی ما اثرات مثبتی داشته اما گاهی هم بسیار خطرناک بوده! مثلاً خواهرزاده ما (مهدیرضا که الان ۱۱ ساله است) چند ماهه بود که به یک بیماری دچار شد و همینطور ضعیفتر میشد... خواهر ما با مادرمان مشورت میکرد و او دائم میگفت: هیچچیش نیست! (مثلاً سرما خورده) خودش خوب میشود!! خلاصه، همینطور با تلقین سعی میکردند موضوع را نادیده بگیرند تا اینکه دیدیم بچه دیگر دارد جانش درمیآید! بردند بیمارستان تهران، گفته بود: اگر یک روز دیرتر میآوردید بچه مرده بود!
به هر حال، آن زمان هم مادر ما درد پا را با تلقین و «ضربدیدگی» فیصله داد و دیگر پیگیری نکردیم...
۱۵ سال پیش، من در یک حماقت آشکار(!) از یک ارتفاع حدود ۶ متری پایین پریدم! (آن هم با پای برهنه و روی موزاییک صاف!) یعنی وقتی آمدم زمین، درد از بالای سرم بیرون زد!! تا چند روز حتی نمیتوانستم پایم را روی زمین بگذارم! باز هم با تلقین و اینکه «ضرب دیده»، صبر کردیم و پیگیری نکردیم که شاید در رفته باشد یا حتی «مو برداشته باشد»...
به هر حال، موضوع خوب شد تا اینکه بزرگتر که شدیم (از ده سال پیش تا حالا) میدیدم که وقتی زیاد راه میروم (مثلاً وقتی میرویم مسافرت، یا یک روز از صبح تا شب تدریس دارم و روی پا میایستم) شبها پایم درد خاصی میگیرد و به خصوص فردایش که پا یخ میکند باید بشلبشل راه بروم که درد نگیرد...
چند سال پیش، خودمان در بین خانواده خودمان دکتربازی در آوردیم و به پیشنهاد یکی که گفت به خاطر «گود بودن» پایت است، یک کفی کفش طبی از خیابان جمهوری تهران برای کفشها خریدیم که گودی پا را کم کند... مدتی استفاده کردیم، فایده نداشت.
از طرفی خواهر بزرگ من هم ده پانزده سال بود از درد پایش مینالید!
چند وقت پیش که دست مهدیرضا در رفته بود، برده بودندش پیش یک افغانی شکستهبند در یکی از روستاهای شهرمان. خواهرم هم رفته بود و پایش را نشان داده بود. او گفته بود ۲۰ سال پیش پایت در رفته بوده و جا نینداخته بودهای، مانده کهنه شده. پرسیده بود: الان میشود جا انداخت؟ گفته بود: بله، سه روز پایت را با دنبه و خرما میبندی، بعد میآیی، من درستش میکنم. خلاصه، این کار را کرده بود و رفته بود، در یک ربع و به راحتی، پایش را جا انداخته بود و از آن روز، اعصابش از درد پا راحت شده است...
چند روز پیش دوباره دست مهدیرضا در بازی در رفته بود. خواستند او را ببرند پیش همان افغانی که من هم رفتم و پایم را نشان دادم. گفت: احتمالاً وقتی پایین پریدهای، پاشنه پایت در رفته بوده... تو هم سه روز دنبه و خرما ببند و بیا، درستش میکنیم!
خلاصه، ما هم آمدیم و این روزها که آزادتر هستیم، ۲۰۰ گرم دنبه گوسفند خریدیم و خواهرمان با سه چهار خرما کوبید و پا را سه روز بستیم...
مراحلش را میگذارم که اگر برای کسی پیش آمد، بداند چهکار کند:

سه روز باید این معجون روی پایتان باشد تا مفصلها و... حسابی نرم شود.
اگر نگران بوی دنبه هستید، دو روز اول خیلی بو نمیدهد اما سومین روز کمی تحملش مشکل است! من در روز سوم مسجد و جاهای دیگر نرفتم که مردم اذیت نشوند.
توجه: پایتان را بگذارید داخل یک پلاستیک فریزر که روغنی که آب میشود روی فرش و ... نریزد. (روی پلاستیک چند سوراخ گرد ایجاد کنید که هوا برود داخل که پایتان عرق نکند)
خلاصه، دیروز رفتیم پیش افغانی، از روی ورم زیر قوزک پا فهمید (و خودم هم به آنجا که مدتی بود که باد کرده بود و با پای دیگرم فرق داشت، شک کرده بودم) که مشکل از اینجاست:

اپلیکیشن 3D Organs در iOS / بد نیست چند نرمافزار آناتومی روی گوشی و کامپیوترتان داشته باشید و گشتی در اعضای بدنتان بزنید... بهترین: Essential Anatomy
خلاصه، بعد از ده دقیقه ور رفتن و نرم کردن مفصلها و... دو صدای جاافتادگی آمد که من خودم هم متوجه شدم که به قول او «خلاص شد!» (جالب است که صدای اول تعجب او را برانگیخت! از ما پرسید: این صدای پا بود یا چوبی که بستهام؟ ما گفتیم صدای پا! با شک گفت: پس شاید جا افتاده! اما باز هم ور رفت، صدای دوم واضحتر و مشخصتر بود. تا آن را شنید، گفت: آهان! این صدا درست است! من صداها را میشناسم. آن صدای اول درست نبود!)
دو تخم مرغ رسمی برده بودم، زرده آنها را با گیاه روناس و کمی نمک مخلوط کرد و روی پا مالید و گفت تا ۵ روز پایت را باز نکن. اگر دررفتگی تازه باشد، ۳ روز میبندید اما چون کهنه است و مفصلهای شما ساییده شده و با حالت قدیمی شکل گرفته، احتمال دارد دوباره استخوانها سر بخورد و برگردد به جای قبلی خود... گفت در سه روز اول با احتیاط راه برو که دوباره در نرود.
ضمناً نشانه جا افتادن پا هم این است که تا یکی دو روز، آن نقطه یک دردهای خفیفی دارد و معلوم است که استخوانها و مفصلها دارند با حالت جدید ساییده میشوند و شکل میگیرند.

خلاصه، تجربه جالبی بود که میخواستم با شما به اشتراک بگذارم. تصور اینکه یک دررفتگی بعد از ۲۰ سال مشکل ایجاد کند و باز هم بعد از آن همه مدت، بشود آنرا جا انداخت، جالب بود.
نکته دیگر که میخواستم از این مطلب برداشت کنید این است که پیگیر دردهای بدن باشید و آنها را شوخی نگیرید! بهخصوص اگر شما پدر و مادر هستید و فرزندان کوچک دارید، ممکن است مثلاً بچه بعد از ۵ روز بگوید دیگر درد ندارم و شما فکر کنید ضرب دیده بوده اما بعدها برایش مشکل ایجاد کند و تازه بفهمید که آن موقع، در رفته بوده یا حتی شکسته بوده و بد جوش خورده! (که اگر بد جوش بخورد مصیبت است! من دست چپم بچه که بودم زیر لاستیک اتوبوس ماند و آرنجم خرد شد! دکترها تکه تکه استخوانها را چسباندند کنار هم و مثلاً خوب شد اما الان بعد از ۲۳ سال، مشخص است که استخوانها درست جوش نخورده. وقتی دستم را باز و بسته میکنم، یک صداهایی از آرنج شنیده میشود که انگار استخوانها به هم ساییده میشوند... میخواهم بروم یک عکس بگیرند ببینند نکند استخوانها که بزرگتر شده، مشکل ایجاد کرده)
یا مثلاً برادر کوچک من، بچه که بود چون خیلی شیطون بود و زیاد در آب شنا میکرد، مدتی میگفت گوشم درد میکند. باز خانواده ما جدی نگرفتند و گفتند آب رفته در گوشت، خشک میشود خوب میشوی و از این جور صحبتهای غیرکارشناسی... بعداً که بزرگتر شد و میتوانست بفهمد گوش چپش مشکل دارد، رفت برای آزمایش، به او گفتند گوش چپت ناشنوا است!! آن زمان گوشت عفونت کرده بوده و زده پرده گوش را پاره کرده!! به همین راحتی یک گوش او از دست رفت و نمیدانید ما چه مصیبتی داریم از دست او! (برای او، صدای تلویزیون باید دو برابر حد معمول باشد! یا وقتی صحبت میکند انگار دارد داد میزند! یا مثلاً اگر شما سمت چپ او باشید و صحبت کنید، متوجه نمیشود...) حالا برادر کوچک ما از مادر ما گلایه دارد که چرا آنزمان که من میگفتم گوشم درد میکند با «تلقین» قضیه را فیصله دادی و جدی نگرفتی؟ من که بچه بودم نمیفهمیدم، تو که میفهمیدی چرا جدی نگرفتی؟
به هر حال، انسان هر چند که نباید دائم در مسیر دکتر باشد و قرص بخورد و امثالهم، اما باید نسبت به دردهای بدنش حساس باشد و چکآپ کند که نکند مشکل جدی باشد!
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب:
نویسنده: استخدام کار